گلوکم یکی از بیماری های چشمی می باشد که هر ساله عده بسیاری را در جهان نابینا می کند.تا به امروز روش های مختلفی برای تشخیص این بیمار بکار رفته است که هر کدام معایب و مزایای خاص خود را دارند.معمولا در مطب های اپتومتری  و بصورت روتین از افتالموسکوپی مستقیم و غیر مستقیم و گونیوسکوپی برای تشخیص گلوکم استفاده می شود.وقتی گلوکم رخ می دهد عصب باصره حالت کاپینگ بخود می گیرد و با پیشرفت این بیماری مقدار فرورفتگی کاپ باصره نیز بیشتر می شود.در روش افتالموسکوپی نسبت کاپ به دیسک را معیاری برای تشخیص گلوکم در نظر می گیرند که این معیار تابعی از دقت و تجربه فرد معاینه گر و همکاری بیمار می باشد و خیلی نمی توان روی نتایج آن حساب کرد از طرفی هم  نتایج این معاینه می تواند بین معاینه کننده ها متفاوت باشد.روش تصویربرداری استرئوسکوپیک رتین نیز برای تشخیص گلوکم استفاده می شود اما این روش نیز بی نقص نبوده و مانند نتایج افتالموسکوپ می تواند آسیب پذیر باشد.یکی از روش هایی که اخیرا مورد استفاده قرار می گیرد  GDX می باشد.

 

 

تستGDX  چیست؟

GDX برای تصویربرداری از اصل اسکن لیزر پولاریمتر استفاده می کند و بصورت کانفوکال از لایه بافت عصبی پرپاپیلاری تصویربرداری کرده و در این تصویربرداری ضخامت لایه عصبی اندازه گیری می شود .اسکن لیزر پولاریمتری از سال ۱۹۹۳ وارد بازار شد و بعد از بازبینی های متعدد حجم سخت افزاری آن کاهش پیدا کرد و تبدیل به دستگاهی با نرم افزار بسیار وسیع تر و سخت افزار کوچکتر یا همان GDX شد.

 

تئوری GDX

لیزر پولاریمتر GDX بر این اساس فعالیت می کند که لایه فیبر های عصبی شبکیه که عمدتا متشکل از آکسون سلول های گانگلیونی می باشند بیشترین ساختار منکسر کننده لیزر پلاریزه شده در چشم می باشند.وقتی لیزر قطبیده با طول موج ۷۸۰ نانومتر وارد چشم می شود در اثر عبور از لایه فیبر های عصبی تغییر فازی در سطح نور قطبیده ایجاد می شود که به این فاز تاخیری می گویند.لیزری که دچار تغییر فاز شده است در اثر برخورد با RPE بسمت دستگاه رفلکس می شود و توسط حسگر ها به تصویر رنگی در ابعاد ۲۵۶ در ۲۵۶ پیکسل تبدیل می شود.بیشترین فاز تاخیری را در منطقه فوقانی و تحتانی و در موقعیت ساعت ۱۲ و ۶ باند لایه های عصبی واقع می باشد.در گذشته از دستگاه هایی با طول موج ۵۱۴ نانومتر استفاده می کردند و هر درجه فاز تاخیری در این دستگاه ها معادل با ۷٫۴ میکرون از ضخامت لایه فیبر عصبی بود اما امروزه از لیزر با طول موج ۷۸۰ نانومتر استفاده می کنند و هر درجه برابر با ۳ میکرون می باشد.

 

تفسیر نتایج GDX

اطلاعات بدست آمده از اسکن پولاریمتری بصورت کد های رنگی ثبت می شوند و از زرد تا آبی متفاوت می باشند.تصویر GDX برای یک چشم سالم در منطقه فوقانی برنگ قرمز و در منطقه تحتانی برنگ زرد می باشد و همچنین در مناطق تمپورال و نازال برنگ آبی می باشند.تفسیر نتایج ضخامت سنجی GDX  مانند توپوگرافی قرنیه می باشد و براساس کد رنگ ضخامت آن منطقه تخمین زده می شود.رنگ زرد و قرمز نشان دهنده مناطق ضخیم و رنگ های سبز و آبی نشان دهنده مناطق نازک می باشد.مولفه ای بنام NFI در پرینت دستگاه مشاهده می شود که می توان از این مولفه برای تشخیص ضخامت لایه فیبر عصبی رتین استفاده کرد.

مولفه NFI  از ۰ تا ۹۹ گسترده می باشد و این مقدار برای چشم های سالم کمتر از ۳۰ بوده و هرچقدر این مولفه بیشتر از ۳۰ باشد نشان دهنده ضخامت اندک لایه فیبر عصبی می باشد.نتایج GDX را می توان بین دو چشم و یا بین یک چشم و نرم جامعه مقایسه کرد.یکی از قسمت های بسیار مفید در تست  GDX آنالیز سریالی می باشد که در آن تصاویر مختلف از یک چشم در یک بازه زمانی گرفته می شود و در این نقشه درصد تغییرات لایه فیبر عصبی در مقایسه با گذشته ارزیابی می شود.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :